بوسه هائی از جنس عرفان وعشق

 

 

هوای جنگل لطیف و عطر آگین بود .نسیم خنکی از روی دریاچه نیلگون بر می خاست و به درخت های اطراف دریاچه و جنگل جان می بخشید... پروانه بزرگ و زیبائی از کنارشان بال زد و گذشت...

آناند گفت : دوست دارم هرچه دلت می خواهد برایم تعریف کنی...

 میترائی گفت : مگر نمیدونستی فرشته ها دل ندارند...

آناند پرسید : پس چه جوریه اینقدر مهربونند ؟  

میترائی پاسخ داد: همین جوری...یه چیز ذاتیه...

آناند گفت : پس نمیتونن عاشق بشن...

میترائی گفت : همینطوره...نه عاشق میشن...نه گریه میکنن...فقط مهربونن و لبخند میزنن....راستی تو چه جوری با عشق آشنا شدی ؟

آناند گفت : مرا مادر بزرگ و پدر بزرگم که همدیگر را خیلی دوست داشتند بزرگ کردند...مادر بزرگم گرچه مسن ولی بسیار زیبا و با وقار بود و پدر بزرگم چهره ای متین و نورانی داشت...به گمانم معنای عشق را از آنها آموختم...

آنها یک شب با هم دنیای را وداع گفتند...یعنی روز بعد پس از اینکه هرچه منتظر ماندم خبری از آنها   نشد و به اطاقشان پا گذاشتم...آنها را در آغوش یکدیگر یافتم در حالیکه لباس خوابی سفید مانند دو فرشته به تن داشتند و چهره شان غرق عشق و آرامش بود ...

در اینجا آناند بطور بی سابقه ای متاثر شد و اشک پهنای صورت زیبایش را فرا گرفت...بخاطر آنچه بیاد آورده بود می گریست در حالیکه میترائی صورت او را با دست های قشنگش گرفته بود و می بوسید...پیشانی اش را بوسید ...بر چشمهایش بوسه زد...گونه هایش را...سپس اشک هایش را پاک کرد و پس از اینکه آرام شد دوباره گونه هایش را بوسید و پیشانی خود را بر پیشانی او گذاشت...

آناند نفس عمیقی کشید ، چشمانش را باز کرد و خندید...میترائی هم خندید...

پروانه ای از کنارشان بال زد و گذشت...

برگ های سبز و طلائی درختان همچنان در نسیم می رقصیدند...

آناندگفت : اینگونه بود که من برای اولین بار با معنای عشق آشنا شدم...

میترائی گفت : آنها خیلی خوشبخت بودند...بیا...بیا  دستم را بگیر با هم بگردیم ...

/ 38 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افشین

--------- درود گرامی --------- [گل] دزدي و خيانت در راي ملت ايران [گل] [گل] مراحل آغازين انقلاب مخملی در ايران [گل] [گل] خوشحال میشم سر بزنید [گل] پیروز باشی بدرود

افشین

--------- درود گرامی --------- [گل] دزدي و خيانت در راي ملت ايران [گل] [گل] مراحل آغازين انقلاب مخملی در ايران [گل] [گل] خوشحال میشم سر بزنید [گل] پیروز باشی بدرود

فريبا

تو وب فری تولده... سر میزنی؟ نگرانتیم... کجایی شما؟[بغل]

فريبا

سلاااااااااااااااااااااااااام داداشي... بيا كه ترمه چشم انتظاره

رویداد

[گل] ** به ما در خیابانها بپیوندید و از رای و حق خود دفاع کنید ** اعتراضات را به داخل متروها و واگونهاي آن ميکشانيم و با هم سرود خوانده و شعار ميدهيم - عمده شعارها - مرگ بر ديکتاتور - نترسيد ما همه با هم هستيم - رفراندوم رفراندوم اين است شعار مردم - ايراني بپا خيز دين شده دست آويز - شعرها .. يار دبستاني - آن خس و خاشاک تويي - و سرود ملي ايران اي ايران اي مز پر گوهر شبها بر روي پشت بامها فرياد ال .. اکبر مرگ برديکتاتور ** شنبه سيزده تير در پارک لاله ** مادران عزادار» بیانیه شماره دو خود را با عنوان «سوگواری مادران عزادار ادامه دارد» منتشر کردند. [گل] منتظر حضور سبزت هستم [گل] [بدرود]

رویداد

[لبخند] [گل] [گل] ** به ما در خیابانها بپیوندید و از رای و حق خود دفاع کنید ** اعتراضات را به داخل متروها و واگونهای آن میکشانیم و با هم سرود خوانده و شعار میدهیم - عمده شعارها - مرگ بر دیکتاتور - نترسید ما همه با هم هستیم - رفراندوم رفراندوم این است شعار مردم - ایرانی بپا خیز دین شده دست آویز - شعرها .. یار دبستانی - آن خس و خاشاک تویی - و سرود ملی ایران ای ایران ای مز پر گوهر شبها بر روی پشت بامها فریاد ال .. اکبر شنبه سیزده تیر در پارک لاله [گل] [گل] [خداحافظ][خداحافظ]

فريبا

داداش من/ اين وب به جاي گرد و خاك تار عنكبوت گرفته ... نميخواي آپش كني؟[بغل]

فريبا

سلام استاد... تولد فرشيده س... يه سر به وب گروهيمون بزن... پست 4شنبه فراموش نشه.[بغل]

فريبا

سلام خلن داداش... روزت مبااااااااااااارك

فريبا

داداش بزرگه ي عزيزم روزت مبارك[بغل][گل]