دست يافتن به آرامش درون

 

در یک لوح بسیار قدیمی مربوط به 1500 سال پیش که در معبد دلفی یافت شده، آمده است که سر لوحه نیاز های هر  انسانی سه چیز میباشد  ....

۱ -کار و مشغله....2- دوستی و محبت....و 3-آرامش درون....

دست یافتن به آرامش درون : بخش اول-رازهای آپولون

آپولون از دوستان قدیمی و بنوعی هم رقیب آناندا بود ، گرچه هفت سال هم از او کوچکتر بود....

یکروز نیمه ابری و زیبا که آن دو با میترائی در جنگل قدم می زدند و انوار زیبای خورشید از لابلای برگهای سبز درختان بر روی شانه هایشان فرو می ریخت و ناگهان پلنگ سیاهی به آنها حمله کرده بود...این آپولون بود که بدون ترس و با قاطعیت پلنگ را آز پای درآورده بود ...

میترائی در کنار او احساس قدرت ، امنیت و آرامش میکرد...اما آنچه میترائی را شیفته آناندا می ساخت احساسی بود که نسبت به وفاداری بی چون و چرای او داشت ...

ولی اکنون میترائی در اورانوس بود و آپولون به جمع آناندا و شاگردانش پیوسته بود . پس از معرفی او آناندا از او خواست تا درباره راه های رسیدن به آرامش درون سخن بگوید.

آپولون گفت : ابتدا باید آرامش را تعریف کنم... آرامش با سکوت و سکون تفاوت بسیار دارد چه بسا در زندگی کار ها و حرکت هائی میکنیم که اضطرابمان را کاهش دهد . آرامش وافعی مانند شاخه های زیبای درختی است که در یک نسیم ملایم تاب می خورند ، همراه با صدای دلنواز برگ ها...

ما در زندگی دائما در معرض فشارهای مختلفی هستیم ولی همواره باید سعی نمائیم که مانند شاخه درختان فقط اندکی تاب بخوریم و خود را به تعادل و آرامش برگردانیم .

آناندا خندید چرا که این عبارت را میترائی برایشان گفته بود در حالیکه به او نگاه کرده بود و آپولون هم همیشه از این موضوع پکر بود  که چرا میترائی بهنگام تعریف کردن نکات شاعرانه به آناندا نگاه میکند .

آپولون ادامه داد : زندگی همه انسان ها به دو چیز بستگی دارد.. 1-طرز فکر و شرایط و توانائی های ذهنی شان..

و 2- امکاناتشان که شامل توانائی های جسمی ، مادی و سایر شرایطی است که در محیط برایشان وجود دارد مانند

نزدیکان و دوستان خوب ...

طرز فکر ما میتواند تا حدود بسیار زیادی تاثیر گذاربر بهبود بخشیدن به امکاناتمان باشد و به رشد ما کمک نماید.. واما عنصر سومی که اینجا بمیان می آید زمان است...هنگامیکه پس از یک تلاش سخت به آرامش و خوشبختی می رسیم چه خوبست آنرا بشناسیم و از کنارش رد نشویم ...در نسیمی ملایم فقط تاب بخوریم...نگذاریم باد ما را با خود ببرد...

 

 

/ 5 نظر / 44 بازدید
محمد

موفق باشيد http://cheshmak1000ta.persianblog.ir

ژاله

بالاخره موفق شدم اين نوشته زيبا را بخوانم.. خيلی خوب و تاثير گذار بود.. بيشتر از نوشته های قبلی... ولی آرامش درون.. بهترين هديه ای که خداوند ميتواند به مخلوقاتش هديه کنه... به من که نداده.. کاش ميداد

lone wolf

سلام نادر جان ممنون از اظهارلطفتون...مطلبتون در مورد آرامش زیبا بود ... باید سر فرصت بشینم و همه مطالبت رو بخونم. واما آرامش درون: آرامش درون رو فقط در تماشای یک درخت کهنسال در حالی که باد برگهاشو نوازش میکنه...گوش دادن به صدای بال زدن یه حشره روی گلها- تماشای یک جفت لک لک که دارن به جوجه هاشون غذا میدن و تماشای توله روباههایی که اولین بازیهاشونو دارن تجربه میکن...یافتم .

ژاله

سلام دوست من. با مطلبی در مورد شکار بروزم.

بیتا سالک

[گل]هنگامیکه پس از یک تلاش سخت به آرامش و خوشبختی می رسیم چه خوبست آنرا بشناسیم و از کنارش رد نشویم ...در نسیمی ملایم فقط تاب بخوریم...نگذاریم باد ما را با خود ببرد...[گل] فوق العاده بود[دست][دست][دست]