راستی بعد از من هیچوقت عاشق شدی

 قبل از هر چیز فرا رسیدن عید نوروز و سال نو را که کم کم داریم به آن نزدیک می شویم تبریک گفته وبرای همه عزیزان سال خوب و خوشی را آرزومندم  .     

                                                         

و اما این داستان یک ماجرای تخیلیه...بخصوص اینکه نامه مورد بحث از طرف یک زنه وبهمین علت ماجرا هم در مقایسه با پست قبل لطیف تره و به حال و هوای فصل بهار بیشتر می خوره .همانطور که گفتم این داستان تخیلیه ولی ممکنه یه روز ، یه جا ، یه چیزی شبیه این اتفاق افتاده باشه...

 

 

سال نو مبارک جناب سناتور آینده

چند روز پیش عکستو توی روزنامه ها دیدم ... مثل همیشه خوش تیپی ولی بنظر میاد یه خرده بخودت کم میرسی . در هر صورت از موفقیت هائی که تا حالا بدست آوردی خیلی خوشحالم و امیدوارم در انتخابات آینده  هم خیلی رای بیاری.

 این نامه رابرای این نمی نویسم که فقط سال نو را بهت تبریک بگم...در واقع یه چیز هائی هست که باید بهت می گفتم و نمیدونم از کجا شروع کنم .اون روزهای خوبی که داشتیم چه زود گذشت . اینو خوب میدونم که تقصیر تو نبود ...شاید هم تقصیر هیچکس نبود .گرچه ممکنه فکر کنی این من بودم که همه چیز رو بهم ریخت .

 ولی یه روز پدرت با من تماس گرفت وگفت می خواد با من صحبت کنه. توی رستوران هتل میامی قرار گذاشتیم و راجع به خیلی چیز ها صحبت کردیم . اینکه من از تو هفت سال بزرگتر بودم...اینکه از ازدواج قبلی ام یه فرزند داشتم...واینکه تو آینده درخشانی در پیش داشتی... 

پدرت گرچه با اون محافظ های دوروبرش ، مرد خیلی مهمی بود ولی بنظرم آمد که هیچوقت معنی عشق وزندگی رو نفهمیده .درهرصورت از من خواست که رابطه مو با تو قطع کنم...

 مایکل ،من راجع به همه چیز خیلی فکر کردم و دیدم حق با اونه . تو خیلی جوان و باهوش بودی و باید می رفتی اون بالا بالاها . پس شروع کردم به همه چیز رو خراب کردن ...بهانه گیری و دعواهای بیخودی...توجه های زیادی به اون بیل عوضی...سرد بودن نسبت به تو...

خب دیگه فراموشش کن ...رفتم پیش خواهرم در بورلی هیلز و چند تا پیشنهاد خوب برای بازی در فیلم داشتم که فکر میکنم نفوذ پدر تو در دریافت آنها بی تاثیر نبود ...حاظرم شرط ببندم تا حالا هر کدام از فیلم های منو چند بار دیدی... یادم میاد یه بار بهم گفتی وقتی توی فیلم بازی میکنم  بنظرت واقعی تر میام..

راستی بعد از من هیچوقت عاشق شدی ...منظورم عشق واقعیه .  امیدوارم شده باشی...

من فقط یک باردیگه عاشق یه دیوونه ای مثل تو شدم .ولی این روزا حال و حوصله هیچکس رو ندارم به جز آلکس و امی گربه های خودم  و چند تا گربه های دور و اطراف که به آنها غذا میدم ...

نمیدونم چرا ما زنها باید عاشق شما مردهای دیوونه بشیم .

در هر صورت منو ببخش برای اون قضییه و این شوخی آخری ..

برایت آرزوی موفقیت و سلامتی دارم .

ژولیا                                                         

/ 37 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فری

سلام نادر عزیز فری اپ کرده... سر میزنی؟[بغل]

زیر خاکی

سلام بلاخره زیر زمین شهرم به بهره برداری رسید ازش نگم بهتره وقت کردی یه سری به زیر زمین بزن[گل]

زیر خاکی

سلام بلاخره زیر زمین شهرم به بهره برداری رسید ازش نگم بهتره وقت کردی یه سری به زیر زمین بزن[گل]

فريبا

نادر جون به وب گروهی مون سر نمی زنی؟[بغل]هر چندکه این هفته به ما افتخار مطلب گذاشت ندادی[ناراحت]لطفا از این به بعد تا سه شنبه متنتون رو به ما برسونید... چون وب هر 4شنبه اپ میشه[بغل]

فريبا

سلام نادر جان... متن قشنگت کامل رسید... دستت درد نکنه عزیزم[بغل]

سيمرغ

سلام سال نو تون مبارك. خيلي وقته كه نيستين مزاحمتون شدم برا سايت اهدا: نميدونم از اهداي اعضا چيزي شنيدين؟ دوستم معرفي كرد. يه پست كوتاه زدم . بيايين .

فريبا

نادر جان فری آپ کرده و منتظرته عزیز

فريبا

نادر جان فری آپ کرده و منتظرته عزیز

فريبا

نادر جان فری آپ کرده و منتظرته عزیز

امیرحسین

سلام نادر جان,خوبی عزیز؟ببخشید که مدتی سر نزدم مشکلاتی کاری و مشغولیتها مگه وقت واسه آدم میذازه.مثل همیشه زیبا و خواندنی بود. موفق باشی.راستی با مطلب جدیدی به روزم.