زیباترین روز

 

     روزها از پی هم می آیند و میروند...اما تو هستی و زیباترین روز. چقدر انواع کارهای تمام  نشدنی همه را سرگرم می کند ...چقدر همه چیز همه را از هم جدا میکند .این روزها مثل کرگدنی هستم که دارد آرام در علف زاری برای خودش می گردد ... بیزار از علف های تلخ ریا... بدین معنی که نمیدانم غذای آرامش روحم را کجا پیدا کنم...  

     ولی شاید اکنون دیگر دارم به آن پی می برم ...مهمترین چیز آنستکه فقط زیباترین روز را بیاد داشته باشم.گرچه همه لحظات بودن تو برایم زیباست...به یاد آن عکس قدیمی ات می افتم با موهایت در باد... پیچیده به دور صورت و گردن قشنگت...چشمهایت غمگین ولی زیبا هستند... مانند آن است که افیلیای هملت دارد به من می گوید ، در دنیا فریب فراوان است... 

     هر روز به سوئی کشیده می شویم...این زمانه همیشه سرمان را به چیزی گرم می کند... خب این خیلی هم بد نیست . در زندگی بالاخره نوعی گرفتاری هم لازمست .اما تو همیشه با وفا و یکرنگی... دوست دارم جعبه چوبی قشنگی داشته باشم که این قلم و دفتر را پس از نوشتن در آن بگذارم ... پس از نوشتن درباره زیباترین روزها ...لحظاتی که برای هرکس می توانند زیبا بوده باشند .

    گفتم گاهی عوض می شویم...آدم های بدی میشویم...گرچه تو هیچوقت بد نشدی ...برای من...برای دیگران .اما هستند دور و برم که عوض شدند ... بد شدند ...رشد نکردند ...عاشقانه رشد نکردند .باور ندارند که حتی کرگدن ها هم ممکن است دارای احساس باشند .اصلا کرگدن ها برایشان ارزش دوبار فکر کردن را ندارند...چه برسد به آنکه بنظرشان با نمک بیایند . اما باز هم این آدم ها را میتوانم بخاطر زیباترین روز دوست داشته باشم...چرا که وقتی برگ های دفتر خاطراتم را ورق می زنم می بینم که روز هائی هم بود که آنها دوست داشتنی بودند ...حتی اگر در خیال من...برای رسیدن به فردا به این الهام نیاز دارم...برای فرار از بیهودگی های خسته کننده ...باور کن... 

     اما بر میگردم به تو که همیشه دوست داشتنی هستی و گرفتار و گاهی هم غمگین...گرچه یک غمگینی  ملایم زیاد هم بد نیست . این را یک زن راهب و مهربان گفته بود...در واقع گفته بود ، یک غمگینی ملایم بد نیست اما درجائی که بعد از آن ستاره ای هم بدرخشد .بعد ها برای اینکه آن زن را از همه جدا کنند و از خودشان قلمداد شود او را قدیس نامیدند ... بگذریم...

    باز هم به تو فکر میکنم...در حق تو خیلی ظلم شد...خیلی...خیلی...نمیتوانم خدایان زمین و آسمان را ببخشم ...فقط می توانم دیگر چیزی نگویم... 

    قلم و کاغذ را زمین می گذارم . یادم آمد جعبه چوبی قشنگی دارم...همان روزی آنرا خریدم که یکی از اولین نوشته هایت را خواندم و در آن قرار دادم . روز پائیزی زیبائی بود ...مثل روز تولدت...همین چند وقت پیش...خوشحالم از اینکه هیچوقت آنرا فراموش نخواهم کرد چرا که تو بودی و زیباترین روز ...تو هستی و زیبا ترین لحظات... باشد که هزاران ستاره در آسمان زندگیت بدرخشند...و خورشید همواره برایت طلوع کند در زیباترین روز ...  

                                                                                

/ 10 نظر / 12 بازدید
ژاله

چقدر قشنگ مینویسی نادر عزیز.. احساسات قشنگی داری کاش دور و بریها قدر وجود تو را بدانند.[گل]

فریبا

وااااااااااااااااااای که چقدر از برگشتنتون و گذاشتن پست به این قشنگی خوشحالم[هورا] میدونی نادر جان... همیشگی بودن و موندگار بودنو دوس دارم... اصلا دلم نمی خواد یه جعبه ی چوبی یا هر چیز دیگه ای داشته باشم که بخوام خاطرات توش قایم کنم... دوست دارم و ارزوم اینه که اشخاص و چیزایی که برام مهم و عزیزن همیشگی و جاودانه بمونن... خیلی از اینکه یه موقعی یه مهمی رو نداشته باشم و از دست بدم می ترسم[خجالت] دوست ندارم بگم تو بودی و زیباترین لحظات ترجیح می دم بگم تو هستی و خواهی بود و زیباترین لحظات[گل] تو رو خدا دوباره غیب نشینا... همیشه سر بزنید

فریبا

سلام سلام... استاد بزرگ خوبن انشالله؟ می گم شما چرا یه سری به ستادیها نمی زنید؟ بچه ها خوشحال میشن... ممنون[گل] http://setadiha.persianblog.ir/

فریبا

گل داداش مهربونم ممنون که به ستادی ها سر زدین و قدم به چشم ما گذاشتین... به روزه وقت داشتین خوشحالمون کنید[گل]

قاسم سلطانی( رابطه خودشناسی با سلامتی)

سلام دکتر فرهنگ هلاکویی در یک برنامه تلویزیونی نتوانست جلوی خشم و عصبانیت خود را از عرفان بگیرد. صورت و چشمانش را خشمگین کرد. گره ابروهایش را محکم بست. و با حرکات تند دست و سر و بدن خود, توجه جلب کرد! نظر شما در این باره به میزان تشخیص ما تاثیر خواهد گذاشت. متشکرم[گل]

فریبا

سلام نادر عزیز... وقت داشتی یه سر به این ادرس بزن... داستان کوتاه می نویسیم و اسمهای نویسنده ها پایین نوشته ها هست... ممنون داداش گلم[گل]

فريبا

نادر جان ترمه منتظرته ها... بدو بدو بیا زیاد منتظرش نذار[گل]

مهسا زهیری

سلام ممنون پستتون رو خوندم و استفاده کردم موفق باشید

غريب آشنا

سلام دوست قديمي . به جا مياريد؟...؟ يه مدت اينترنت نبودم الان ديگه برگشتم.. خوبيد؟ بروزم. مياييد؟